این عکسها مربوط به آبان ماهه
داشتی می رفتی تو پارکینگ بازی کنی
یه روز خونه ی مامان جون تبریزیت اینا
اینم اختاپوس تو باب اسفنجیه که کشیدی کلا علاقه داری هر چی اطرافت هست بکشی
یادم نیست گفتی این کیه!
خورشید سمت چپی رو من برات کشیدم گفتم شکل من بکش و شما سمت راستی رو کشیدی و گفتی ابروهاش بهم اومده مال من! خورشید ابرو پیوسته کشیدی
بابا وحید و شما
آبرسان رفتیم یه روز هم رفتیم سیتی سنتر هم رفتیم تشریفات یه کیک خوشمزه خریدیم
این کیکی بود که خریدیم خیلی خوشمزه بود
حال روزت تو آبان اینجوری بود همش در حال عکاسی الان دیگه بیخیال شدی
در پارکینگ در حال باد کردن لاستیک اسکوتر
داشتی با بابا سعید و بابا جون تبریزیت می رفتی استخر هر چند بهت خوش نگذشته بود و بابا رو چسبیده بودی مثل دفعه ی قبل
تو تلگرام یه برنامه ای بود برای استعداد یابی برای هر سنی هم بود شما هم تست دادی این شد نتیجش باهوش من
عاشقتم عزیزکم
بازی با لگوهای جدیدی که عمت تو تولدت بهت کادو داده
تفنگ بازی با تفنگی که نانا برات خریده
خودتو به خواب زدی عزیز دلم
این پست رو با آشپزیهای آبان به پایان می رسونم و
برچسب:
نویسنده: الینا ابراهیمی
تاريخ: يکشنبه
12 دی
1395 ساعت: 18:30